1245
غنچه 1245 چقدر از خودم غافلم چند روز پیش رفته بودم شرکت و با B صحبت کردم گفتم من ماه دیگه مرخصیم تموم میشه و اگه لازمم ندارین اخراجم کنین برم بیمه بیکاری بگیرم. اونم لیست کارهایی که داره رو گفت و گفت اتفاقن خیلی لازمت دارم و این کارا هست که بکنی . حتا تو خونه هم انجام بدی اوکیم. فقط حقوقتو نمیتونم ب...
1246
این بچه رو یادتونه؟ الان یکسال و هشت ماهشه :)) این عکس برای پارساله. الان موهاش سفید شده (نمیدونم چرا) تابستون‌ پارسال خیلی مو میریخت، کچلش کردیم، بعدش زایمان کردم و افسردگی گرفت :))قبل مهبد ما هرروز صبح به صبح باهم :گرگم به زیر تخت" بازی میکردیم و من قایم‌میشدم میومد پخ‌ میکرد ، یا من دنبالش میکردم...
1247
غنچه 1247 دارم‌ کار‌ میکنم و منتظرم هوش مصنوعی‌جان جنریتش تموم شه ببرم بندازم توی پریمیر و تدوینش کنم کار می‌کنم حالم بهتره، عمیقن دوست دارم برگردم شرکت و پشت میزم بشینم و از استرس اینکه الان بچم چطوره و داره چکار میکنه و کسی بهش آسیب نرسونه ، تند تند تسکامو برسونم و برگردم پیشش واقعن کمک لازم دارم!...
1248
غنچه 1248 وقتی که دراز میکشم کنارش ، دستاشو میگیره به پاهام و پاهای خودشو به زمین فشار میده و خودشو میکشه بالا.دیشب وسط مهمونی بدون هیچ کمکی ، ژست چهار دست و پا رفتن گرفت.ماه دیگه احتمالن هم چهاردست و پایی رفتنو ابتدا میکنه و هم دستشو میگیره به در و دیوار و وامیسته. (همیشه یک‌ماه قبل از اینکه یه مها...
1450
غنچه 1450 عه مرداد !پنج روز دیگه باید برگردم سرکار و هنوز تصمیم‌نگرفتم‌ که میخوام چکار کنم.دیروز مرتضا یه آگهی کاری فرستاده بود و کارش به نظر آسون و کم زحمت بود. اما دلم نخواست شروع کارش کنم. حتا اگه حقوقی که دکتر قراره بده هم کم باشه، ترجیح میدم با خودش ادامه بدم و همین حجم کار کفایت میکنه برام.کار...
1451
غنچه 1451 تقریبن به همه یا زنگ زدم و یا با پیام خبر دادم که شاغل شدم خواستم اینجا هم بنویسم.درمورد حقوقم صحبت کردیم و اولین رقمی که گفت، انقدر بالاتر از انتظارم بود که‌ گفتم عالیه همینو ببندیم :)))بهش گفتم تا تموم شدن سربازی مرتضا دورکار باشم بعدش باز طبق برنامه ریزی های اون بهتون درمورد تصمیمم به ک...
1452 - شاید موقت
غنچه 1452 - شاید موقت فیلم obsession رو دیشب دیدیم و تروماهای ته‌نشین شده‌م ، هم خوردن و اومدن بالا.کل روز از سرم بیرون نمیرفت و هی میگفتم چقد وحشتناک بوووووود!یادم اومد از اون نکبتی که تو گذشتم بود، یادم اومد که یه بار 4 ساعت با اتوبوس مسافت دوتا شهرو طی کرد و منو کشوند پارک نزدیک خونه. یه شاخه گل ...
1241 در کانون توجه
1241 در این گزارش، تازه‌ترین اطلاعات درباره «1241» را می‌خوانید. به پهلو دراز کشیده بودم و سکوت بود و سکوت.سینه خیز کرد و اومد صورتشو فرو کرد توی گودی گردنم و سرشو گذاشت روی بازوم و چند ثانیه بعد خوابش برد.گل پسرم الان هشت ماهشه و بزرگ و بانمک شده. هشت ماه به سرعت پلک زدن گذشت. سخت نبود. پسرکم کمال ...
پشت پرده 1245
1245 آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «1245» را در ادامه بخوانید. چقدر از خودم غافلم چند روز پیش رفته بودم شرکت و با B صحبت کردم گفتم من ماه دیگه مرخصیم تموم میشه و اگه لازمم ندارین اخراجم کنین برم بیمه بیکاری بگیرم. اونم لیست کارهایی که داره رو گفت و گفت اتفاقن خیلی لازمت دارم و این کارا هست که بکنی ....
گزارشی از 1247
1247 گزارشی از مهم‌ترین نکات مربوط به «1247». دارم‌ کار‌ میکنم و منتظرم هوش مصنوعی‌جان جنریتش تموم شه ببرم بندازم توی پریمیر و تدوینش کنم کار می‌کنم حالم بهتره، عمیقن دوست دارم برگردم شرکت و پشت میزم بشینم و از استرس اینکه الان بچم چطوره و داره چکار میکنه و کسی بهش آسیب نرسونه ، تند تند تسکامو برسون...